گر به خود آیی به خدایی رسی به خود آ
برای تازه شدن دیر نیست
اگر چیزی مرا نابود نکند یقینا باعث قوی تر شدن من می شود برای ماندن بهایی باید پرداخت ، گران تر از بودن ، و در مسیر تند باد ماندن ، خصلت ریشه داران است . زندگی را تو بساز نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ... زندگی یعنی جنگ و تو بجنگ ...... زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز ..... *إنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینْ فَکونوا احراراً فی دُنیاکُمْ * "اگر دین نداری پس آزاد زندگی کن" امام حسین (ع) چه درس های بسیاری که در پس عاشورا قرار ندارد ! کافی است کمی فکر کنیم ! نوشته ی دالایی لاما ¤ به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردن ها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
¤ وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
¤ این سه میم را از همواره دنبال کن: * محبت و احترام به خود را * محبت به همگان را * مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای.
¤ به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
¤ اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
¤ به خاطر یک مشاجره ی کوچک ارتباطی بزرگ رو از دست نده .
¤ وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا
بردار.
¤ بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.
¤ چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را بهسادگی در برابر
آنها فرومگذار.
¤ به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
¤ شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره
شادی را تجربه کنی.
¤ زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده
است.
¤ در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات
کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.
¤ دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.
¤ با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.
¤ سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.
¤ بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت
گیرد.
¤ وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که
چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
¤ در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن. من بی نیازی هستم که نیازمند نمی شوم مرا در آن چه به تو امر کرده ام اطاعت کن تا تو را آن چنان بی نیاز کنم که نیازمند نشوی ای فرزند آدم ، من زنده ای هستم که نمی میرم مرا در آن چه به تو امر کرده ام اطاعت کن تا تو را زندگی ای بخشم که نمیری ای فرزند آدم ، من به هر چه میگویم ((باش )) ، می شود مرا در آن چه به تو امر کرده ام اطاعت کن تا تو را چنان قرار دهم که به هر چیز بگویی (( باش )) ، بشود . ارزش سختی های روزگار را باید دانست ،آنها آمده اند تا ما را نیرومند ترسازند . (ارد بزرگ ) مستمند کسی است که دشواری و سختی ندیده باشد . موسیقی ؛ صدای خداست (پور سینا ) راز جوانی من در این است که هرروز چیز تازه ای یاد می گیرم (سولون) با گریه به دنیا می آیی اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی (سرنگ) برای شناخت آدمیان ، به جای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . (ارد بزرگ) دلا ، یاران سه قسم اند. ار بدانی زبانی اند و نانی اند و جانی به نانی نان بده از در برانش محبت کن به یاران زبانی ولیکن یار جانی را نگه دار به جانش جان بده تا میتوانی نخستین منشور جهانی حقوق بشر در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی و به هنگام ورود به شهر بابل نوشته شده . این کتیبه از ۴۵ سطر و گل رس تشکیل شده. منم کوروش ... آن گاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند . در بارگاه پادشاهان بابل برتخت شهریاری نشستم .... ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد . نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید . وضع داخلی بابل و جایگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم . نَبونید ، مردم درمانده ی بابل را به بردگی کشیده بود ، کاری که در خور شأن آنان نبود . من برده داری را برانداختم . به بدبختی های آنان پایان بخشیدم . فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند . فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند .... ... من همه شهر هایی را که ویران شده بودند از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود بگشایند ... همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند به جایگاه های خود برگرداندم . خانه های ویران آنها را آباد کردم . همه مردم را به همبستگی فرا خواندم .... بی گمان در روز های سازندگی ، همگی مردم بابل ، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه ای آرام ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم عطا کردم . * از اینجا به بعد بخش نو یافته ای است : باروی بزرگ شهر بابل ... را استوار گردانیدم ... دیوار آجری خندق شهر را ... که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان به بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند .... دروازه هایی بزرگ برای آنها گذاشتم با درهایی از چوب سِدر و روکشی از مفرغ ... ... برای همیشه ! به همین دلیل ، علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ، ذوالقرنین قرآن را که پادشاهی عادل است ، همان کوروش هخامنشی می داند . منبع : روزنامه همشهری


| Design By : Pichak |


